تبلیغات
ولایت علوی 12
ولایت علوی 12
به نام نامی مادر بسم الله ... ( این وبلاگ بدون تایید امام زمان اعتبار ندارد ) 
قالب وبلاگ
------------------------------------------------------------------------------------------------
ما که جا موندیم و قلب و نگاهمون به راه موند خوش به حال اونایی که زائر شدن

[ چهارشنبه 27 آذر 1392 ] [ ساعت 15 و 25 دقیقه و 20 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
رهسپار شهر نبی (ص) می شوی در همان بدو ورود بوی غریبی مشامت را پر می کند!‏ آرام قدم

بر می داری اینجا همان مکانی ست که روزی پیامبرت روی خاکش گام برداشت پس خوب نگاهش

می کنی ، کمی که می روی چشمت به گنبد سبز رسول الله (ص) می افتد انگار تمام عظمت و

زیبایی مدینه را یک جا در این گنبد خضرا خلاصه کرده اند ! آمده ای تا ببنی عظمت پیامبرت را ،

همویی که همه دینت خلاصه می شود در وجود با برکت او . کمی آن طرف‏تر چشمت به قبرستان

بقیع می افتد باورت نمی شود چشمانت تحمل نمی آورند و‏صورتت مهمان مروارید هایی می شود

که از دلت سرچشمه گرفته اند . می گریی می دانی که قبر یاس پر پر شده پیغمبر نیز اینجاست و

تو نمیدانی به کدامین سوی این قبرستان نگاه کنی تا ردی از قبر فاطمه بیابی ! دلت آتش می گیرد

، وقتی از پشت آن پنجره های آهنین دستهایت را دراز می کنی تا فاصله ها را بفهمی ! باورت

نمی شود در برابر پدر باشد و فرزاندانش این گونه گمنام و غریب خفته باشند ! یک سو روشن و

پر نور و دیگر سو با وجود 4 امام عزیزمان تاریکی مطلق نفس در سینه ات سنگینی می کند و

نمی دانی بغض در گلویت را کجا فریاد بزنی . مانده ای حیران از این همه بی معرفتی و سنگ

دلی . آنجا دیگر اثر از کوچه های بنی هاشم نیست ولی یاد آن در نبض شهر جاریست ! روزهایت

به سرعت برق و باد می گذرد و تو هنوز هم مات و مبهوتی از طلبیده شدن با همه دلتنگیت شهر

مدینه را ترک می کنی و دلخوشی به دیدن منزل معبود . راهی مکه می شوی همانجا که باید

دنبال خدا گشت
. لباس های احرام را که به تن می کنی انگار که دیگر روی زمین نیستی . لباس

سفید احرام می پوشی و رهسپار مکه می شوی و می خوانی : لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک

لک لبیک.... اولین نگاهت که به کعبه می افتد باورت نمی شود که تو باشی در برابر این همه

عظمت و بزرگی ، احساس شرم و خجالت نمی گذارد تا سرت را کامل بالا ببری و نگاه کنی ، از

نعمت های تمام و کمال خدا و نا شکریهای خودت خجالت میکشی میروی تا هفت دور عاشقانه

به دورش بگردی، آرزو میکنی که رویا نباشد و خواب نباشی . در میان انبوه عاشقان که به گرد

معشوقشان می گردند ، خودت را قطره ای بیش نمی بینی . به طرف مقام ابراهیم می روی و در

پشتش دو رکعت نماز می خوانی ، نماز بندگی ولی هنوز هم باورت نمی شود ..… به طرف صفا

و مروه می روی تا اضطراب هاجر را بفهمی اینکه چگونه مادرانه تقلا میکرد تا جرعه ای آب به

فرزندش بنوشاند روزها از پس هم می گذرند و تو هر لحظه تشنه تر می شوی . دلت می خواهد

به حجر اسماعیل بروی و در زیر ناودان طلایی بایستی ... پس چشم سر را می بندی و دعا می

کنی آنچه در دل داری و همان جاست که حرفهایت بوی استجابت می گیرند ...




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آذر 1392 ] [ ساعت 16 و 51 دقیقه و 42 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
اگر امر به معروف هم می خواهی بکنی :

خیلی آهسته ....

مثل آینه باش ....

آینه داد نمی زند یقه ات بد است ....

وقتی روبروی آینه می ایستی جیغ نمی کشد

بگوید چرا موی سرت اینجوریست !!!

سکوت محض است ....

آهسته ....

هیچ کس خبردار نمی شود جز تو و آینه ....


( علامه حسن زاده آملی )


[ پنجشنبه 14 آذر 1392 ] [ ساعت 11 و 45 دقیقه و 22 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
دلم سوخت برای رهبرم که اینقدر خون به جگرش می کنند . اشکم در آمد وقتی دولتی این چنین

همه تمامیت ما را به سخره گرفت دولت خودمان را می گویم . ما تا شکست کامل شاید فقط چند

قدمی کوتاه فاصله داریم . همه تلاشها بر یک چشم بر هم زدنی بر باد رفت این یعنی خلا سلاح

کامل ایران هسته ای . من برای دولت آقای روحانی و شخص جناب ظریف متاسفم که این چنین

احمقانه قافیه را باختند آنهم به دشمن دیرینه مان . باز هم باید برای رئیس جمهور این کشور

تاسف خورد که دولت خود را اعتدال و دولت قبلی را افراطی و خشن نامیدند . فقط نمیدانم کدام

افراط را می گویند !!!! جناب روحانی کمی آرامتر برادر بگذار مهر انتخاباتت خشک شود بعد

افاضات راه بیانداز . وقتی سردمدار دولتی این چنین بی ادبانه و با جسارت و بی پروا صحبت کند

دیگر از مردم عادی هیچ انتظاری نمی توان داشت .
آفرین بر دیپلماسی قویه ما که خستگی را به

تن بچه های هسته ای گذاشت . راستی خفت ازین بالاتر که نتانیاهو با آن کشور بی اصل و نسبش

به ریش ما بخندد . شاید بگویید کمی زیاده رویست اما این حقیقت ماجراست به همین روشنی .

از این خنده ها متنفرم .....

 


------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن : امروز جمله ای نغز در روزنامه ای خواندم : روزی که جناب روحانی آمد تا گزارش 100

روزه دولتش را بدهد به جای حساب انشا خواند .
 




[ چهارشنبه 6 آذر 1392 ] [ ساعت 18 و 57 دقیقه و 18 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست ، گر پای شود لنگ خدا با ما هست ، دل را به حریم عشق بسپار و برو ، فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب