تبلیغات
ولایت علوی 12
ولایت علوی 12
به نام نامی مادر بسم الله ... ( این وبلاگ بدون تایید امام زمان اعتبار ندارد ) 
قالب وبلاگ
هنوز هم محرم است و دلم می خواهد که غصه دار باشم و دل گرفته . حتی نمی خواهم لباس

سیاهم را از تنم در آورم دلم نمی آید . انگاری انس گرفته ام با این لباس مشکی . پوشیدن

لباس مشکی کراهت دارد و دلگیر است اما توجه کرده ای که در این ماه اینقدر این رنگ

زیباست ؟ هنوز کم و بیش نشان از کتیبه ها و پرچمهای محرم در شهرم خود نمایی می کند .

ولی چرا حال و هوایش عوض شده ، نمی دانم ، هنوز هم دوست دارم روضه بشنوم . دل تنگ

باشم و به روزهای دهه اول فکر کنم . چقدر آدمها لطیف می شوند وقتی به ندای دلشان گوش

می کنند و مجال اشک ریختن به خودشان می دهند فرقی هم نمی کند که در ظاهر مذهبی باشند

یا نه .  دلم نمی خواهد بشوم آدم قبلی از حال و هوای امروزم راضیم این دل گرفتگی را دوست

دارم . همیشه از او خواسته ام که این غم و اندوه را از من نگیرد زیر قبه اش این را خواستم

دلم تنگ خاطراتم شدم . رویا بود یا واقعیت نمیدانم ؟ فقط می دانم هر چه بود شیرین بود .

هنوز هم مثل بچه ها وقتی نمی خواهم کسی اشکم را ببیند زیر پتو می روم و بی صدا گریه

می کنم یا خودم را سر سجاده ام می رسانم تا بغضم هایم را های های در خود بشکنم . نمی

خواهم غصه ام را با کسی تقسیم کنم . دیگران را به حال خودشان می گذارم تا از زندگیشان

لذت ببرند . این روزها کمی نا خوش احوالم و چشمم به گوشه نگاه ارباب است تا با دعوتی

این غصه را تسکین دهد اما انگار همه زمین و آسمان با من قهرند . ارباب نوکری چون من

به چه کارش می آید این چه توقعی ست که من دارم . وقتی این روزها می خندم ناگهان عذاب

وجدان به سراغم می آید و نهیبی که کمتر بخند هنوز هم محرم است . سعی کردم خودم را در

قید و بند کنم تا شیطان هم دست و پایش بسته شود . این روزها و در زمان خلوتم تنها روضه

است که کار ساز است همیشه دلم با روضه باز می شود . شاید خنده دار باشد اما هیچ آهنگی

به اندازه مداحی زیبا نیست . در کنار همه کارهایم مداحی نوای شیرین کارهایم است چه خوب

نعمتی است این دلتنگی روزگاری حال و هوای اتاقم پر بود از بر چسبهای کوچکی از اسماء

ائمه ، چفیه ای بزرگ از عکس شهدا ، حسینیه ای کوچک بود برای خودش انگاری وارد

سنگری زیبا می شدی . حال و هوایی بود اما بالاخره نشد که آنها بمانند و حالا بر در اتاقم

همان عکسها را یادگاری نگه داشتم اما فقط چند تایشان را . نمی دانم حال و هوایم عــوض

شده یا شرایطم ؟ اما دلم چیز دیگری می گوید . بگذریم ......بی تفاوتی به محرم نگاه ارباب

را از آدم می گیرد . چون نمی خواهم نگاهش را از من بگیرد هنوز هم در پی محرمم تا نکند

که لحظاتش را از دست بدهم .

راستی احساس کردی این روزها چگونه گذشت ؟ چه زود ، همیشه همین طور است چیزهای

خوب زود گذرند تا آدم به خودش می آید می روند . ما خودمان را به دست تقویم سپرده ایم

و مناسبتی شده ایم و گرنه محرم برای ما فقط یه ماه مثل ماه های دیگر نبود . محرم دل را

زنده می کند . کاش مجال بودن با محرم باز هم به ما داده شود . تا او چه بخواهد و چه شود .
                                                                                                                                         
                                                                                 التماس دعا
[ یکشنبه 26 آبان 1392 ] [ ساعت 10 و 36 دقیقه و 46 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست ، گر پای شود لنگ خدا با ما هست ، دل را به حریم عشق بسپار و برو ، فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب