تبلیغات
ولایت علوی 12
ولایت علوی 12
به نام نامی مادر بسم الله ... ( این وبلاگ بدون تایید امام زمان اعتبار ندارد ) 
قالب وبلاگ
سلام

دلم این روزها بی اندازه و بی دلیل می گیرد .  میخواهم بیشتر در فضا و خلوت خودم باشم

. گاه تنهایی خیلی هم خوب است خودت می مانی و خدا . گاه حرفهایی را فقط باید به

خالق گفت سنگ صبور خوبیست . قبول داری ؟ شاید خدا دلتنگی را گذاشته تا بیشتر با او

باشیم . من این روزها دلتنگ خیلی چیزها هستم . دلتنگ یک عزیز ، دلتنگ خاطرات کربلا ،

دلتنگ آقا علی ابن موسی الرضا ، دلتنگ مدینه ، دلتنگ جنوب و حال و هوایش ، دلتنگ

خودم .این آخری بدجور خنده دار است حتما . مگر می شود کسی دلش برا خودش تنگ

بشود !!! چقدر عمر دلخوشیها کوتاه است و عمر غصه ها دراز . گاهی هیچ چیز دلت را

تسکین نمی دهد نمی دانم چه شده اما حال و هوای گریه دارم ،
گاه چیزهایی یک دفعه

آوار می شود بر سرت .
دلم یک جای دنج و خلوت و معنوی می خواهد اما شرایطش

فراهم نمی شود . شده که گاهی سرگردان باشی و چیزی دلت را خوش نکند ؟ حالا شده

وصف حال من . اینطور بودن اصلا خوب نیست دلتنگی گاهی چیزهایی را بر قلم جاری

 می کند که شاید مفهومش کمی سخت باشد اما گاه لحظه هایی خیلی به او احتیاج دارم .


گاهی خودت و دلت را خوش میکنی به لحظه ای کوتاه اما این دوای دردت نمی شود
.

خدا کند که هیچ وقت دلتنگ نشوی و اگر شدی زود به شادی بدل شود . صبر هم اندازه

ای دارد که از حد بگذرد لبریز می شود . دارم کم کم لبریز می شوم . 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
دعایم کنید . دعا کنین خادمی شهدا نصیبم بشه


[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ ساعت 11 و 13 دقیقه و 21 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
دوستش دارم ...

بزرگیش را ... سکوتش را ... عظمتتش را ...

ابهتش را ... تنهاییش را ... حکمتش را ... صبرش را ... و ... و ...

بودنش عادتیست ، مثل نفس کشیدن !

خدا را می گویم .

و تو نگران فردایت نباش ...

ما اولین بار است که بندگی می کنیم

اما او قرن هاست که خدایی می کند .
------------------------------------------------------------------------------------------------
بغغض نوشت : می شود من بغض کنم ، تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی ؟

می شود من بگویم : خدایا ؟ تو بگویی : جان دلـــــــــــــــــــــم ؟

می شود ؟؟؟


[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ ساعت 11 و 02 دقیقه و 20 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]

گفت عشق جدید پیدا کردم

گفتم به سلامتی

گفت خیلی دوستش دارم

گفتم کجا پیداش کردی ؟

گفت کسی داشت باهاش صحبت می کرد ، اونجا شناختمش ؟؟؟

گفتم چی می گی ؟ این که نمی شه عشق

گفت تو که نمی دونی ! تو که نمی شناسیش

گفتم آدم از کارهای تو شاخ در می آره

 گفتم حالا چه جوری شناختیش

گفت چند روزیه همیشه با اون هستم

گفت امروزم با او قرار دارم ، میای سر قرار ؟

گفتم  بدم نمیاد ببینمش

گفت پس من می رم آماده شم

 رفته بود خودش رو خوش تیپ کرده بود

به خودش عطر زده بود

موهاش رو شونه کرده بود

دست و صورتش رو شسته بود

 گفتم حسابی خاطرش رو می خواهی یا

خندید

گفت بریم ؟

گفتم بریم

 گفت پس دنبالم باش

و بخون :

دو رکعت نماز عشق می خوانم قربتا الی الیار

------------------------------------------------------------------------------------

معذرت نوشت : خدایا منو ببخش البته اگه برات امکان داره ؟؟؟ آخه من تا حالا خیلی

زیر قولم زدم .



[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ ساعت 07 و 38 دقیقه و 43 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
                                    آنجا که میتوان گوشه ای نشست و بی خیال تمام دنیا شد ...


                                                گوشه ای از شش گوشه توست یا حسین ..



[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ ساعت 21 و 27 دقیقه و 32 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
وقتی "دلت" یک جا گیر می کند

                                         تمام "زندگی  ات" نخ کِش می شود...


[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ ساعت 21 و 25 دقیقه و 10 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
خدایا !

به جز خودت به دیگرى واگذارم نكن ! تویى پروردگار من !

پس قرار بده بى نیازى در نفسم !

یقین در دلم !

اخلاص در كردارم !...

روشنى در دیده ام !

بصیرت در قلبم !

و روزى پر بركت در زندگیم !

[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ ساعت 21 و 17 دقیقه و 26 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
برای تویی که بغض دلت سنگین است می گویم " الله اکبر "

می خواهم برای دلت یادآوری کنم و بگویم خدا بزرگتر است ...

بگذار بزرگترت تصمیم بگیرد . بگذار خدا برایت خدایی کند . گوش بسپار به حرف

بزرگترت از ته ته دل ، برای تمام اتفاقات زندگی صبر کن . بگذار خدا بشود قرار روز

های بیقراریت ! بیا این بار خلاف دفعات قبل که تا تقی به توقی می خورد زانوی غم

بغل می گرفتیم این بار از ته ته دل ، خودمان را دو دستی بسپاریم به جان جانان !

مگر می شود مایی را که این جور دل به کرمش بسته ایم دست خالی رد کند ؟

بگذار خدا برایت خدایی کند و بس


[ شنبه 19 دی 1394 ] [ ساعت 14 و 59 دقیقه و 33 ثانیه ] [ الف م ] [ همسنگر علوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 57 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست ، گر پای شود لنگ خدا با ما هست ، دل را به حریم عشق بسپار و برو ، فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب